قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2752

تاريخ الفي ( فارسى )

سپاه جوسكين در آنجا مىبود ، رفت كه به استظهار ايشان از تنكرى مدينه رها را بگيرد . اتّفاقا ، چون تردويل به آنجا رسيد ، جوسكين نيز در آنجا به وى ملحقّ شده و اين معنى موجب خوشحالى و قوّت تردويل گشت . چون تنكرى ، صاحب أنطاكيّه ، بر اين حال اطلاع يافت مىخواست كه پيش از آنكه چاولى سقاوو به ايشان ملحقّ شود و ايشان قوّت بگيرند ايشان را مستأصل سازد . بنابراين ، با لشكرى آراسته از انطاكيّه برآمده به عزم محاربهء ايشان متوجّه تل‌ناشر گشت . و از عجايب حالات ايشان آنكه هر روز باهم جنگ مىكردند و چون از جنگ فارغ مىشدند با يكديگر در مجلس طعام مىخوردند و صحبت مىداشتند و باز روز ديگر جنگ مىكردند و بعد از فراغ از جنگ باز همچنان در طعام خوردن و حكايت مانند دوستان سلوك مىكردند . و در اين وقت ، تردويل بنابر وعدهء خود ، صد و شصت اسير مسلمان را از بند خلاص كرده پيش چاولىسقاوو فرستاد و تنكرى معاملهء رها را همچنان در ميان گذاشته به جانب أنطاكيّه مراجعت نمود و تردويل و جوسكين به‌اتّفاق يكديگر ، دست به غارت و تاراج دراز كرده بسى از قلاع تنكرى را نهب و غارت كردند و از آنجا عنان عزيمت به صوب ولايت كراسيل « 1 » ، كه يكى از ارامنه بود و جمعى كثير از مرتدان طوايف امم به اطاعت او درآمده بر مدينهء رعبان « 2 » و كيسوم و قلاعى چند ديگر در جانب شمالى حلب استيلا يافته بود ، منعطف داشت . و چون تردويل به آن ولايت درآمد ، كس پيش كراسيل ارمنى فرستاده از وى مدد طلبيد ، و كراسيل هزار سوار و هزار پياده از مرتدان خود به مدد او فرستاد . و چون تنكرى خبر از جمعيت ايشان يافت ، باز به قصد محاربهء ايشان بيرون آمد و از سر نو باز ميانهء ايشان بر سر مدينهء رها نزاع و جدال قائم شد . آخر الأمر ، به ترك « 3 » ، كه عبارت از امام ايشان است و در كيش ايشان مخالفت قول او به هيچ‌وجه جايز نيست ، در ميانهء ايشان درآمده در صدد تحقيق و تفتيش حال ايشان شده و جمعى كثير از قسّيسان و بطارقهء ايشان پيش به ترك گواهى دادند كه روزى كه سمند خال پيكرى به دريا سوار مىشد گفته بود كه اگر قمص تردويل از بند مسلمانان خلاص شود مدينهء رها را به او بازدهيد . [ 331 الف ] . چون قسّيسان در حضور به ترك اين گواهى دادند ، تنكرى بىعلاج شد و رها را در نهم شهر صفر اين سال به قمص تردويل باز داد ، و قمص تردويل خاطر از آن ممرّ جمع ساخته از آب فرات عبور نمود كه اموالى كه به امير چاولىسقاوو قبول نموده به او بفرستد . و در أثنا خلقى بسيار از اسيران مسلمانان را در بلدهء حرّان خلاص كرد و در مدينهء سروج سيصد نفر از فقراى

--> ( 1 ) . الكامل : كواسيل . ( 2 ) . ق ، ش : رعبا . ( 3 ) . ش : بترل .